كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

524

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي و بپرس از اهل آن ديهى كه كُنَّا فِيها بوديم مادران يعنى مصر مراد آنست كه بفرست و از مصريان بپرس وَ الْعِيرَ الَّتِي و از ان كاروان نيز سؤال كن كه ما أَقْبَلْنا فِيها روى نهاده بوديم بكنعان در ميان ايشان و آن جمعى كنعانيان بودند از همسايگان يعقوب ع وَ إِنَّا لَصادِقُونَ و به درستى كه ما راست‌گويانيم فرزندان به حكم روئيل يا يهود اروى بكنعان نهادند و به خدمت پدر آمده آنچه برادر گفته بود بموقف عرض رسانيدند قالَ گفت يعقوب ع بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ بلكه آراسته‌ست براى شما أَنْفُسُكُمْ أَمْراً نفسهاى شما كارى را كه خواسته‌ايد و با هم قرار داده‌ايد و اگرنه ملك مصر چه مىداند كه جزاى سارق استرقاق است فَصَبْرٌ جَمِيلٌ پس بر من است شكيبائى نيكو عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي شايد كه خداى بيارد بِهِمْ جَمِيعاً همه ايشان را به من يعنى يوسف و بنيامين و آن برادر ديگر را كه در مصر است إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ به درستى كه او داناتر است به حال من الْحَكِيمُ راست كار است در آنچه مىكند پس يعقوب ع از غايت ملال توجه به بيت الاحزان فرمود وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ و روى بگردانيد از فرزندان خود وَ قالَ يا أَسَفى و گفت اى اندوه من عَلى يُوسُفَ بر فراق يوسف ع صاحب كشاف آورده كه حضرت رسالت‌پناه ص از جبرئيل پرسيد كه وجد يعقوب و حزن او بچه مرتبه بود در فراق يوسف ع جبرئيل فرمود ع كه برابر هفتاد مادر پسر مرده حضرت فرمود كه او را چه مقدار مزد دادند گفت مزد صد شهيد آرى هيچ كس در آتش مفارقت برابر يعقوب ع نسوخت كه چهل سال و بقولى هشتاد سال از وقت فراق يوسف ع تا زمان وصال او چشم يعقوب ع از گريه خشك نشد و از بار فراق جگرگوشه پشت مبارك وى خميدگى گرفت وَ ابْيَضَّتْ و سفيد شد عَيْناهُ هر دو چشم او مِنَ الْحُزْنِ از اندوه فَهُوَ كَظِيمٌ پس او پر بود از خشم فرزندان يعنى دلش ممتلى بود از غيظ اولاد و ظاهر نمىكرد بيت درديست درين سينه كه گفتن نتوانم * وين طرفه كه آن نيز نهفتن نتوانم اما چون فرزندان فرياد يا اسفى شنيده اضطراب پدر را مشاهده نمودند قالُوا گفتند تَاللَّهِ تَفْتَؤُا به خداى هميشه باشى به ناله و زارى تَذْكُرُ يُوسُفَ ياد كنى يوسف ع را حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً تا وقتى كه بيمار شوى بيمارى مشرف بر موت أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكِينَ يا باشى از جمله هلاك‌شدگان .